حسن وحسین وحسناءحسن وحسین وحسناء، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 26 روز سن داره

خاطرات سه قلوهای دلبندمون

سه قلوها و مامانشون

چرخش سر پسر سمت راستی شکم مامانی

٢ اردیبهشت شب بود که خونه دایی عماد وخونه خاله زینب اومدن خونمون بعد اینکه رفتن ودختر خاله میبینا یه عالمه قربون صدقتون رفت حس کردم سر یکی از شما شیطونا داره میچرخه خیلی ذوق کردم نشون بابا احمد دادم ولی اون نتونست اونجوری که من حس میکنم سرتو ببینه شیطون بلا......... ...
12 آذر 1390

روز تولد مامانی وخوشحال شدن شما

٢١فروردین روز تولد مامانیتونه بابا احمد مهربونتونم این روزو برا جشن گرفت عصرش که داشتم اماده میشدم بهتون گفتم امروز میریم با بابایی بیرون بستنی میخوریم ویه عالمه عشق میکنیم شماها هم هی دست وپا میزدین یه عالمه تو دلم خوشحالی کردین وکیف....... اینقد تو دلم تکون خوردین که من وبابایی ذوق میکردیم   ...
12 آذر 1390

گنده کردن شکم مامانی

بالاخره 26 فروردین بود که شماها یه خودی نشون دادینو وشکم مامانیو اوردین جلو دیگه همه میدونستن شما اون توین من وبابایی حالشو میبردین که دارین بزرگ میشین............... اینق شکم مامانی داره کشیده میشه که میخواد بترکه   ...
12 آذر 1390

روز تولد مامانی وخوشحال شدن شما

٢١فروردین روز تولد مامانیتونه بابا احمد مهربونتونم این روزو برا جشن گرفت عصرش که داشتم اماده میشدم بهتون گفتم امروز میریم با بابایی بیرون بستنی میخوریم ویه عالمه عشق میکنیم شماها هم هی دست وپا میزدین یه عالمه تو دلم خوشحالی کردین وکیف....... اینقد تو دلم تکون خوردین که من وبابایی ذوق میکردیم ...
12 آذر 1390

گنده کردن شکم مامانی

بالاخره 26 فروردین بود که شماها یه خودی نشون دادینو وشکم مامانیو اوردین جلو دیگه همه میدونستن شما اون توین من وبابایی حالشو میبردین که دارین بزرگ میشین............... اینق شکم مامانی داره کشیده میشه که میخواد بترکه ...
12 آذر 1390