حسن وحسین وحسناءحسن وحسین وحسناء، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 24 روز سن داره

خاطرات سه قلوهای دلبندمون

سه قلوها و مامانشون

یه خاطره با بابا احمدتون

1390/9/12 18:01
286 بازدید
اشتراک گذاری

تو ماه اسفند بودیم که یه چند روزی مونده بود عید بشه برنامه ریختیم خونه رو تمیز کنیم شما شیطونا که نمیزاشتین کاری انجام بدم دکتر گفته بود باید استراحت کنی وخسته نشی اینجوری شد که بابا احمد طفلکی خونه رو تمیز کرد وهمه زحمات من وشما قند عسلا اوفتاد گردن اون اون طفلی خیلی براتون زحمت میکشه خیلی دوستتون داره قدرشو بدونین داشت شیشه هارو پاک میکرد رفتم باش شوخی کردم وهی قلقلکش میدادم ومیخندیدیم اونم گذاشت دنبالم منم یهو دویدم کمرم کشید رو به عقب وشما لولو شدین شکم مامانی درد گرفت ونشستم هی گریه کردم ترسیدم چیزیتون شده باشه زبونم لال...

بعدش که لا لا کردم شما حالتون خوب شد خداروشکررررررررررررررر

 

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)